ملودیا" بخش بیست و یکم "
بخش پایان کاریبعد از ظهر روز چهلم درگذشت ملودیا و فرزندش آرش که در منزل حاج آقا کیومرث برگزار شده بود ، پس از رفتن شرکت کنندگان در مراسم ، عرفان ، اهورا را به اتاق خودش برد و تلاش کرد او را به حرف زدن وا دارد. چون در مدت چهل روز از لحظه ای که از زبان پلیس محل تصادف از مرگ ملودیا و آرش با خبر شده بود ، تا رساندن به بیمارستان توسط اتومبیل امداد رسان ( به درخواست پلیس کارشناس ) تا بیرون آمدن او و عرفان از حال بیهوشی ، زبانش بند آمده و دهانش جز در موارد خوردن و آشامیدن باز
برچسب:
نویسنده: مریم مقدم